إِنَّا أَنْزَلْناهُ فی‏ لَیْلَةِ الْقَدْرِ***وَ ما أَدْراکَ ما لَیْلَةُ الْقَدْرِ***لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ***تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ فیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ***سَلامٌ هِیَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ

بررسی سلفی گری و فرقه وهابیت

 

 

 
کشتار وهابیان در عتبات عالیات به راستی صفحه تاریخ را سیاه و لکه ننگی برای همیشه به پیشانی وهابیان زده است.
 
تمام برج و بارو و گنبد امام حسین (ع) را ویران، مردم کوچه و بازار را غافلگیرانه کشتند و آنچه داخل قبه امام حسین (ع) بود
 
چپاول کردند نزدیک ظهر از کربلا خارج شدند در حالی که بیست هزار نفر از اهالی کربلا را کشته بودند
 
سپس به نجف حمله کردند که بر اثر هوشیاری مردم و مقابله با آنها ناکام ماندند.
 
سلفیه:

پدیده ای انحصار طلبانه و مدعی مسلمانی که همه را جز خود کافر می داند.
 
آنها با به تن کردن جامه سلف صالح که همان پیشینیان و صحابی رسول خدا هستند با حذف دیگران از جامعه و کنار گذاشتن
 
آنها به سوی یگانه شدن پیش رفته و از رویی دیگر با ادعای وحدت، شمشیر تکفیر و تفرقه را کشیده و جامعه را به سوی
 
چند دستگی می کشاند.


ابن تمیمه از پیشوایان اندیشه سلفیه:

نسبت او بر می گردد به احمد بن عبدالحلیم بن عبدالسلام بن عبداالله بن خضر، تقی الدین، ابوالعباس، ابن تمیمه احرانی، الحنبلی است
 
که در شهر حران در سال 661 ه.ق متولد و درسال 727 ه.ق در دمشق وفات یافت.
 
در خانه ای به دنیا آمد که اعضای آن یک قرن پرچمدار مذهب حنبلی بوده اند او بعد از 6 سال با سایر خانواده خود به جهت
 
هجوم تاتار هجرت کرده و وارد دمشق شد در آنجا پدرش به تدریس در مسجد جامع دمشق مشغول شد.
 
پدرش او را برای رسیدن به درجه اجتهاد و نشستن بر کرسی درس آماده کرد تا آنکه بعد از وفات پدر بر کرسی درس نشست.

او سالیان زیادی به خاطر عقاید انحرافی اش در زندانهای مختلف در مصر و غیره بود.
 
او در زمانی به نشر عقاید خود پرداخت که با پیشرفت اسلام در اروپا و شکست اندلس که برای غرب بسیار تلخ و ناگوار بود تا آنجا که
 
به فکر انتقام از جهان اسلام برآمدند و در حمله ای دامنه دار به فلسطین قبله اول مسلمین جنگهای صلیبی را که حدود 200 سال
 
در بین سالهای 489 الی 690 به طول انجامید
 
و در همان زمانی که مصر و شام با صلیبیان در جنگ بودند و امت اسلامی با طوفانی مهیب تر یعنی حمله مغولان به رهبری چنگیز خان
 
که در آن آثار ارزشمند اسلامی را نابود یا غارت میکردند مواجه بود؛ چنانکه ابن اثیر از نویسندگان اهل سنت مینویسد مصیبتهای وارده
 
بر مسلمین از سوی مغول چنان سنگین بوده که مرا یارای نوشتن آن نیست، وای کاش مادر مرا نمی زاد.

و از طرفی نوه هلاکوخان به وسوسه وزیر یهودیش سعد الدوله ابهری در اندیشه فتح مکه و تبدیل آن به بت خانه افتاد
 
که خوشبختانه با بیماری نوه هلاکوخان و قتل سعد الدوله این فتنه بزرگ عملی نشد.

در چنین اوضاع حساسی که دنیای اسلام  در حمله ناجوانمردانه شرق و غرب قرار داشت ابن تمیمه دست به نشر افکار خود زد
 
وشکاف تازه ای را در اسلام به وجود آورد تا آنجا که همگان به مخالفت با افکار باطل ابن تمیمه در مناطق شامات
 
که مهد علم و دانش بود پرداختند و با اعتراضات علما و دانشمندان مذاهب مختلف اهل سنت و شیعه مواجه و باعث انزوای ابن تمیمه
 
و افکار و عقاید وی گشت تا آنجا که به بوته فراموشی سپرده شد.
 
افکاری که در آن مدعی بودند به بهانه بازگشت به اسلام سلف به بیان عقاید و نظریات سخیفی در مسایل گوناگون
 
به ویژه در باب توحید و شرک پرداختند که این دخالتها باعث شد
 
تا افکار و عقاید مسلمانان نزد یکتاپرستان جهان و مذاهب دیگر زیر سوُال رود.

بر اساس اعتقادات احمد بن حنبل (رییس فقه حنبلی) که عقل گرایی و عقلانیت را منکر شده
 
و تنها راه ورود را سماء و شنیدن می دانستند به نظر آنها توجه به ظاهر آیات و احادیث نبوی در عقاید عدم توجه به عقل است.

شیخ عبدالعزیز عز الدین سیروان می گوید: روش احمد بن حنبل درباره عقیده و کیفیت تبیین آن همان روش سلف صالح است
 
او می گفت از او شنیدم که می گوید: اصول نزد ما تمسک به آن چیزی است که اصحاب رسول خدا به آن تمسک کردند
 
و نیز اقتدای به آنهاست،از هر آنچه آنها سخن می گفتند سخن می گفت و درباره هر آنچه آنها سکوت می کردند، سکوت می کرد.
 
تا آنجا که گروهی از احبار و رهبانان یهود از قبیل کعب الاحبار و وهب بن منبه که در ظاهر اسلام آورده بودند به خود اجازه دادند
 
تا برای مردم در همه زمینه های فقه، توحید، شرک، فلسفه و عقاید سخن بگویند در نتیجه جامعه اسلامی با حجم زیادی از اسرائیلیات
 
در حدیث مواجه شد و به هر حدیثی در مسایل اعتقادی اعتماد شد که همین آشفتگی در مسایل کلامی
 
منجر به استهزاء اسلام از طرف دیگر ادیان شده است.
 


پیدایش سلفیه جدید (وهابیت):

حقیقت این است که بین سلفیه و وهابیت فرقی نیست آنها دو روی یک سکه اند و همان عقاید و افکار سلفیه گذشته را دارند
 
اینها در جزیرة العرب وهابی حنبلی هستند و هنگامی که افکار خود را به خارج صادر می کنند به اسم سلفی خود را معرفی می کنند.

واقع امر این است محمد بن عبدالوهاب کسی است که مردم را به افکار ابن تمیمه و قدمای حنابله دعوت کرد
 
کسانی که ادعای سلفی گری داشتند همان هایی بودند که با جعل حدیث تجارت کرده
 
و از این راه نفقه زندگی خود را به دست می آوردند و سر سلسله آنها معاویة بن ابی سفیان بود.

ابن ابی الحدید از استادش ابی جعفر نقل می کند که: معاویه به سمرة بن جندب از صحابی رسول خدا صد هزار درهم داد
 
تا روایت جعل کند که آیه «و من الناس من یعجبک قوله فی الحیاة الدنیا و یشهد الله علی فی قلبه و هو انه الخصام» در مذمت علی (ع)
 
نازل شده و آیه «و من الناس من یشری به نفسه البتغاء مرضات الله و الله رئوف بالعباد» در شأن ابن ملجم مرادی نازل شده او نپذیرفت،
 
قول دویست هزار دینار داد نپذیرفت تا به چهار صد هزار دینار رسید آن گاه قبول کرد.
 


ظهور وهابیت:

و این گونه آنها در قول و حدیث فتح باب کرده و رخنه نموده یکی از فرقه های کوچکی که در مقابل
 
اکثر مسلمانان شیعه و سنی قرار گرفته فرقه ای است موسم به وهابیت که مؤسس آن محمد بن عبد الوهاب بن سلیمان تجدی است.
 
او کسی است که با ادعای احیای توحید و سلفی گری همان افکار و عقاید ابن تمیمه را در شبه جزیره عربستان
 
در قرن 12 ه.ق در منطقه نجد که عاری از فرهنگ و تمدن بود مجددأ منتشر کرد و با حمایت آل سعود و پشتیبانی قدرتهای استعماری
 
انگلیس، آمریکا و فرانسه در بدترین شرایط تاریخی که امت اسلامی از چهار طرف مورد تهاجم شدید استعمارگران صلیبی قرار داشت
 
و بیش از هر زمان نیاز به وحدت کلمه داشت رواج و توسعه یافت.

از طرفی انگلیسها بخش عظیمی از هند را با زور و تزویر از چنگ مسلمانان خارج و پایان دادن
 
به شوکت امپراطوری مسلمانان خواب تسخیر پنجاب و کابل و سواحل خلیج فارس را در سر می پروراندند
 
و لشگر آنان گام به گام به سمت جنوب و جنوب غربی ایران پیش می رفتند.

از طرفی فرانسوی ها به فرماندهی ناپلئون، مصر، سوریه و فلسطین را با قوه قهریه اشغال کرده بودند
 
و از سویی به امپراطوری مسلمانان عثمانی چنگ و دندان نشان می دادند و در اندیشه نفوذ به هند بودند.

روسهای تزاری که مدعی جانشینی سزارهای مسیحی روم شرقی بودند با حملات مکرر به ایران و دولت عثمانی می کوشیدند
 
قلمرو حکومت خود را تا قسطنطنیه و فلسطین و از سویی دیگر تا خلیج فارس گسترش دهند.
 
حتی آمریکایی ها نیز چشم طمع به کشورهای اسلامی شمال آفریقا دوخته و با گلوله باران کشورهای لیبی و الجزایر
 
سعی در رخنه و نفوذ در جهان اسلام را داشتند.
 
جنگ اتریش با دولت عثمانی بر سر صربستان و همکاری ناوگان هلند با انگلیسیها در محاصره نظامی پایتخت الجزایر
 
نیز در همین زمان صورت گرفت. و در چنین عصر و زمانی که وحدت، کلمه ای که پیامبر بدان توصیه کرده با افکار انحرافی
 
امثال ابن تمیمه توسط عبدالوهاب به عنوان اصول و عقاید اسلامی به آن صورت که هر کس با آن مخالفت می کرد
 
او را به شرک و زندقیه متهم می ساخت، جهان اسلام را دچار سر در گمی و تحیر کرد.

شناخت محمد بن عبدالوهاب:

او در سال 1111 ه.ق متولد و در سال 1206 از دنیا رفت.دوران کودکی خود را در شهر عیینه در حجاز و به ویژه در نجد سپری کرد
 
بعد از مدتی وارد حوزه علمیه حنبله شد و نزد علماء آن به فراگیری علوم پرداخت و برای تکمیل درس خود وارد مدینه منوره شد.
 
بعد از آن شروع به سفر به کشورهای اسلامی نمود 4 سال در مصر، 5 سال در بغداد اقامت نمود.
 
به ایران سفر نمود، یکسال در کردستان و 2 سال در همدان بود آنگاه سفری به اصفهان و قم نمود
 
و بعد از فراگیری فلسفه و تصوف به کشور خود حجاز بازگشت بعد از 8 ماه که در خانه خود اعتکاف نمود بیرون آمده
 
و دعوت خود را آغاز نمود.

با پدرش به شهر حریمله هجرت کرد و تا وفات پدر آنجا ماند در حالی که پدرش از او راضی نبود بعد از فوت پدر
 
به دلیل عقاید افراطی خواستند او را بکشند که به شهر خود عیینه فرار کرد.

قرار شد امیر شهر عثمان بن معمر او را یاری کند و برای پیمان خواهرش جوهره را به نکاح او در آورد چون این ازدواج دوامی نیاورد
 
او از ترس امیر به شهر درعیه (شهر مسیلمه کذاب) فرار کرد در شهر درعیه با محمد بن سعود جد آل سعود که امیر آن شهر بود
 
ملاقات کرد و قرار شد که محمد بن سعود او را یاری کند و در عوض او نیز حکومتش را تأئید کند.

برای این کار محمد بن سعود یکی از دختران خود را به نکاح محمد بن عبد الوهاب درآورد اولین کار او این بود
 
که حکم به کفر و شرک و ترور امیر عیینه داد و سپس آل سعود را به حمله به آن شهر تشویق کرد که بر اثر این حمله تعداد کثیری کشته،
 
خانه هایشان غارت، به نوامیسشان تجاوز شد و با این حرکت وهابیان پرچم نصرت و یاری خود را با شعار محاربه
 
با شرک و بدعت و مظاهر آن برافراشتند.

محمد بن عبد الوهاب همه فرقه های مسلمانان را بدون استثناء تکفیر می نمود
 
و با حمایت آل سعود پس از عیینه به سرزمین نجد، یمن، حجاز، سوریه و عراق حمله ور شدند.
 
هر کدام عقاید آنها را تأئید نمی کردند آنجا را به خاک و خون می کشیدند و چنان تفرقه و تشتت شدیدی در میان مسلمانان ایجاد کردند
 
که لرد کورزن در توصیف شریعت وهابیت در کتاب المملکة العربیة السعودیة جلد 1 صفحه 51 می گوید:
 
این عالی ترین و پر بها ترین دینی است که برای مردم به ارمغان آورده شده است.

کشتار وهابیان در عتبات عالیات به راستی صفحه تاریخ را سیاه و لکه ننگی برای همیشه به پیشانی وهابیان زده است.
 
در سال 1216 ه.ق امیر سعود با لشگر کشی انبوه از مردم نجد و عشایر جنوب و حجاز و دیگر نقاط به سمت عراق حمله کرده
 
و در ماه ذیقعده به کربلا رسیدند. تمام برج و بارو و گنبد امام حسین (ع) را ویران، مردم کوچه و بازار را غافلگیرانه کشتند
 
و آنچه داخل قبه امام حسین (ع) بود چپاول کردند نزدیک ظهر از کربلا خارج شدند در حالی که بیست هزار نفر از اهالی کربلا را
 
کشته بودند سپس به نجف حمله کردند که بر اثر هوشیاری مردم و مقابله با آنها ناکام ماندند.

این وحشی گری تنها بر علیه شیعیان نبود حتی مناطق اهل سنت هم از حملات آنها در امان نبودند از جمله کارهای زشت وهابیان
 
حمله به مردم طائف بود که بسیاری را در مساجد و در حال قرآن خواندن کشتند و گروهی از کودکان را در آغوش مادران سر بریدند
 
و آثار بسیار علمی و تاریخی را از بین بردند. سپس نامه ای به علمای مکه نوشته و آنان را به آئین خود فرا خواندند
 
علمای مکه گرد هم آمدند تا پاسخ نامه را بنویسند ناگهان گروهی از ستمدیدگان طائف در مسجدالحرام بر آنان وارد شدند
 
و آنچه بر ایشان گذشته بود بیان داشتند، علما و مردم سخت به وحشت افتادند چنانکه گویی قیامت برپا شده است.

همه علماء و مفتیان مذاهب اربعه اهل سنت که از مکه و سایر بلاد برای ادای مناسک حج جمع شده بودند حکم به کفر وهابیان دادند
 
و بر امیر مکه واجب کردند که با آنها مقابله کند و بر مسلمانان جهاد با آنها را واجب کردند که در صورت کشته شدن
 
شهید محسوب می شوند.

عبد العزیز بن سعود که تحت تأثیر سخنان محمد بن عبد الوهاب که برای تصرف تمام شهرها و آبادیها و نشر عقاید و اعتقادات خود
 
به آنها فریب او را خورده بودند کشتار علمای اهل سنت که مدعی پیروی از سنت نبویه و شریعت محمدیه بودند
 
را شروع کردند و در این رهگذر در سال 1218 ه.ق به هنگام تسلط بر مکه بسیاری از دانشمندان و علمای اهل سنت را بی هیچ دلیلی
 
و به خاطر پافشاری بر اعتقاداتشان به انواع شکنجه و تهدید از پای در آوردند،
 
سپس منادیانی به شهر فرستادند که بانگ برداشتند ای مردم به دین آل سعود وارد شوید و در زیر سایه گسترده اش مأوا گزینید.


خطبه کفر آمیز عبدالعزیزبن سعود در مدینه:

عبدالعزیز بن سعود بعد از تصرف مدینه همه را در مسجدالنبی جمع کرد، دربها را بست و این گونه خطاب کرد بر اساس این آیه:
 
الیوم اکملت لکم دینکم هان ای مردم مدینه،
 
دین و آئین شما بر طبق این آیه امروز به حد کمال رسید و شما به نعمت اسلام واقعی مشرف شدید حضرت احادیث از شما راضی
 
و خشنود گردید. ادیان باطله نیکان خود را فراموش کنید و هرگز از آنان به نیکی یاد مکنید و از درود و رحمت فرستادن
 
بر آنها شدیدأ پرهیز کنید زیرا همه آنان به آئین شرک درگذشتند. (تاریخ وهابیان ص 107)

و از آن تاریخ تاکنون آل سعود با این اندیشه های خرافی و خطرناک خود بر اریکه قدرت در با عظمت ترین مکانهای مقدس مسلمین
 
تکیه زدند و با حمایت استعمارگران مدعی خادمی بیت الله الحرام را با خود یدک می کشند.


اندیشه و اعتقادات و فتاوی وهابیت:


1-حرام بودن رفتن و زیارت کردن قبور اولیاء الهی
 
2-حرام بودن و شرک دانستن  ساختن بنا بر قبور انبیاء و اولیاء الهی

3-حرام بودن و شرک دانستن ساختن مسجد بر قبور انبیاء و اولیاء الهی

4-حرام بودن و شرک دانستن خواندن نماز در کنار قبور انبیاء و اولیاء الهی

5-حرام بودن و شرک دانستن تبرک جستن به آثار انبیاء و اولیاء الهی

6-حرام بودن و شرک دانستن کمک خواستن از انبیاء و اولیاء الهی

7-حرام بودن و شرک دانستن شفاعت خواستن از انبیاء و اولیاء الهی

8-حرام بودن و شرک دانستن توسل کردن و صدا کردن انبیاء و اولیاء الهی بعد از مرگ آنها

9-حرام بودن و شرک دانستن قسم خوردن بر خدا به حق نبی یا ولی خدا

10-حرام بودن و شرک دانستن قسم خوردن به غیر خدا مانند پیامبر و خانه خدا و ولی خدا

11-حرام بودن نذر برای پیامبر یا ولی خدا

12-حرام بودن اقامه عزا و یا مجلس جشن برای انبیاء و اولیاء الهی

13-حرام بودن برگزاری مراسم عزا و یا مجلس فاتحه برای اموات

14-حرام بودن روشن کردن چراغ بر سر قبور اموات

15-حرام بودن ساختن،تعمیر و تزئین قبور اموات

16-نسبیت دادن جسمیت به خدا

3 اردیبهشت 1393 | ارسال شده توسط: radmo | دسته : آرشیو دشمن شناسی, مطالب ویژه دشمن شناسی, وهابيت و سلفي گري
برچسب ها:
مطالب مرتبط
تبلیغات


افزودن نظر:
نام:*
ايميل:
پررنگ کج خط دار خط دار در وسط | سمت چپ وسط سمت راست | قرار دادن شکلک قراردادن لینکقرار دادن لینک حفاظت شده انتخاب رنگ | پنهان کردن متن قراردادن نقل قول تبدیل نوشته ها به زبان روسی قراردادن Spoiler
کد امنيتی: *
انتظار 12 جنبش سایبری 313 منتظر پاتوق forawakening مهدی بیا مدرسه علمیه سیادت فاطمیه مقاومت تاریک

این سایت وابسته به هیچ ارگان و سازمانی نمیباشد و توسط منتظران حضرت قائم(عج)مدیریت می شود

کپی برداری از مطالب (به جز محصولات صوتی تصویری) در جهت نشر فرهنگ اسلامی بلامانع است

کپی برداری از قالب و لوگو انجمن منتظران مهدی (عج) شرعا حرام است


Design : Goldis Web[Located:iran]
والسلام علی من اتبع المهدی ارواحنا فدا

تحلیل آمار سایت و وبلاگ