إِنَّا أَنْزَلْناهُ فی‏ لَیْلَةِ الْقَدْرِ***وَ ما أَدْراکَ ما لَیْلَةُ الْقَدْرِ***لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ***تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ فیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ***سَلامٌ هِیَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ

مقاله ولی الله

«ولی» به معنای سرپرست و ولایت و قیم از واژه‌هایی است که مفهوم آن روشن و واضح بوده و در عمل، در هر خانه و کاشانه‌ای راه دارد. پدر، سرپرست نوباوگان و فرزند خویش است و زن در ولایت شوهر به سر می‌برد و... .
در فقه، ولی به کسی گفته می‌شود که حافظ و نگاهبان اموال و حقوق زیر دستان خود است، اما این جا منظور ما از ولی، کسی است که خداوند متعال او را متولی و سرپرست امور بندگان و تمام هستی کرده و تدبیر و زمام امور را به دست او سپرده و او را بر جان و مال مردمان مقدم و مسلط گردانده است. این ولایت، سابقه‌ای دیرینه دارد، بلکه ریشه در عالم "ذر" و روز الست دارد که خداوند پیمان آن ولایت را از مردم در کنار توحید گرفت.
خدا مالک بندگان و تمام هستی است و بر تمام آنها ولایت و سرپرستی دارد: (لِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا فِیهِنَّ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَیءٍ قَدِیرٌ) (1).
او ولایت تمام امور را به نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و خاندان پاکش واگذار نموده، بدین جهت آنان مالک زمین و آسمان و سیاست مداران ساکنان در آنها هستند، و هر حرکت و سکونی به فمران آنها صورت گیرد و آنان بر همگان فرمانروا باشند: (إِنَّمَا وَلِیكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یقِیمُونَ الصَّلَاةَ وَیؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ) (2). امام صادق (علیه السلام) این آیه‌ی شریف را این گونه تفسیر نمود:
به راستی خداوند و رسولش و آنان که ایمان آوردند، -و الذین آمنوا- به شما و کارهایتان و جان و مالتان سزاوارترند و مقصود از «والذین آمنوا»، امیرالمؤمنین، علی و فرزندان معصومش (علیهم السلام) و پیشوایان دین‌اند. (3)
خدای متعال نخست رسولش را به ولایت آدمیان گمارد و آنان را با این حقیقت، آشنا ساخت (النَّبِی أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ) (4) و رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
هیچ مؤمنی نیست جز آن که من در دنیا و آخرت بر او ولایت و سرپرستی دارم.
آن حضرت ولایت خود را برای امیرالمؤمنین، علی و فرزندان معصومش (علیهم السلام) به فرمان خدا گزارش داد و به دستور او تثبیت کرد و بارها از این انتساب خبر داد و مردم را به گواهی گرفت.
آیا امکان دارد کسی ولایت خدا را بپذیرد اما از ولایت رسول و جانشنیانش سرباز زند؟ در پاسخ باید گفت خیر زیرا ولایت آنان، ولایت خدای سیحان است.
(
إِنَّ الَّذِینَ یبَایعُونَكَ إِنَّمَا یبَایعُونَ اللَّهَ) (5).
حضرت حق در این آیه‌ی شریف به صراحت فرموده:
بیعت با نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) که نماینده‌ی من در زمین است، بیعت با من است و بیعت با رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) یعنی با او پیمان بستن و به سرپرستی‌اش سرسپردن. سرپرستی جانشینان آن رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) با ولایت خدا و رسولش پیوند و پیوستی استوار و محکم دارد، زیرا قرآن به ولایت هر سه- خدا و رسول و خاندانش (علیهم السلام) - در کنار هم تصریح نموده و ولایت خود و رسولش را با ولایت خاندان آن حضرت درهم آمیخت. در زیارت جامعه‌ی کبیره چنین می‌خوانیم: «تولَیتُ آخرکم بما تولَیت به اوّلکم»، یعنی به همان دلیلی که سرپرستی نخستین‌تان- رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) - را گردن نهادم به ولایت آخرینتان، حضرت حجة بن الحسن (علیه السلام) که اکنون زنده است و در پس پرده‌ی غیبت از دیدگان مستور گشته و روزی به در خواهد آمد، گردن نهم و همگانتان را به ولایت بپذیرم. (6)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم):
أنا و علیٌ أبوا هذه الأمُة؛
من و علی پدران [و سرپرستان] این امت‌ایم. (7)
بدین‌سان نمایندگی خاندان نبوت (علیهم السلام) از سوی خداوند بزرگ انکارناپذیر است و ولایت و سروری‌شان بر همگان، ثابت و روشن است و بر آفریدگان است که با آنان دست دوستی و فرمانبری دهند.
نعمت ولایت، والاترین و ارزشمندترین لطف و بخششی است که خدای بخشاینده به انسان ارزانی داشته. چون انسان موجودی است سراسر نیاز و حاجت، برای ادامه‌ی حیات و تکامل، نیازمند پشتیبانی است تا حمایتش کند و دستگیری‌اش نماید و خواسته‌هایش را برآورده سازد. با قبول ولایت اهل بیت (علیهم السلام)، آدمیان هم چون مسافری در راه مانده و فرزندی بی پناه، در ولایت و سرپرستی خدای توانا و نمایندگانش بر روی زمین، خواهد بود و آنان حمایت‌گر، دوست دار و یاور انسان باشند و در دنیا و آخرت، در سختی‌های جان فرسا و در هر گستره‌ای، چه مادی و معنوی به کمک انسان شتافته و نجات بخشش باشند.
قرآن کریم به ولایت پیشگان و پرواپیشگان نوید و مژده داده که آنها را پشتیبانی کنند و از هر سو یاوری‌اش نمایند و آنها را به خود وانگذارند و از شیطنت نگاهشان دارند: (ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ مَوْلَى الَّذِینَ آمَنُوا) (8)، إِنَّمَا وَلِیكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یقِیمُونَ الصَّلَاةَ وَیؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ) (9).
اما کافرکیشان و بیچارگان وامانده از اهل بیت (علیهم السلام) از این نعمت رحمانی محروم مانند و بهره‌ای نبرند و در هر دو جهان مفلس و سرگردان خواهند بود: (وَأَنَّ الْكَافِرِینَ لَا مَوْلَى لَهُمْ) (10)، (وَالظَّالِمُونَ مَا لَهُمْ مِنْ وَلِی وَلَا نَصِیرٍ) (11).
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در یکی از غزوه‌ها زیر درختی نشسته بود. مشرکی با شمشیر برهنه حضرت را غافل‌گیر کرده و به او حمله برد و گفت: «من یمنعک منی؛ چه کسی تو را از من نگاه دارد و رهایی بخشد؟» فرمود: «الله». در این هنگام، پای آن مشرک لغزید و زمین خورد و شمشیر از دستش افتاد، حضرت شمشیر را برداشت و فرمود: «الآن بگو چه کسی تو را از دست من رهایی بخشد؟» گفت: «هیچ کس» و سپس ایمان آورد. (12)
آری این چنین خدا و رسولش و دودمان پاک رسول رحمت (علیهم السلام)، هر انسانی را در سختی‌ها نجات می‌بخشند.
یکی از القاب حضرت مهدی (علیه السلام) «ولی الله» (13) است؛ یعین خداوند او را چون اجداد و آباء طاهرینش به ولایت مردم گمارده است. اطاعت از آن ولیِّ خدا بر ما واجب و لازم است، آن حضرت بر نفوس و اموال و هر چه در ظاهر به انسان تعلق دارد سزاوارتر است و بر آنها ولایت دارد. خداوند متعال در شب معراج به رسولش فرمود:
او [قائم] به راستی ولی من است. (14)
و حضرت مهدی را به این لقب خواند.
امام باقر (علیه السلام):
آن زمان که مهدی (علیه السلام) قیام کند، به کعبه تکیه زند و خود را به این نام خواند «أنا ولی الله؛ من ولی خدا هستم.» (15)
امام جواد (علیه السلام):
هنگامی که وقت رستاخیز مهدی فرا رسد، علم و شمشیر آن حضرت به سخن درآیند و گویند: «أُخرج یا ولی الله»؛ قیام کن ‌ای ولی خدا! (16)
و آن حضرت حامی دین خداست و از جانب پروردگار عالمیان بر تمام مردم ولایت دارد و آنها را سرپرستی کند، بلکه در دنیا و واپسین در هر گستره‌ای حمایت‌گر و شفیق مردم است و از پشتیبانی و نجات آنها لحظه‌ای دریغ نکند. شیخ ابراهیم صاحب الزمانی گوید:
در راه بازگشت از مشهد مقدس، یکی از سادات با یک جوال ابریشم به همراهی من از رشت به ترکستان حرکت می‌کرد و ما از کنار رود ارس می‌رفتیم. در چند فرسخی خاک روس آن سید، جوال ابریشم را همراه من کرد و خود پیاده از طرف خاک ایران می‌رفت و من از ممنوعیت ورود ابریشم به روس و این که نیاز به گمرک و گذرنامه دارد، غافل بودم. در بین راه چهار مأمور روس جلوی ما را گرفتند. مکاری گفت: این آقا آخوند است و گذرنامه ندارد، بگذارید برود. یکی از آن کافران به پایش زد و مکاری زمین خورد و پایش شکست. به من گفتند: این بار اسب را باز کن. ابریشم همراه داری؟ من بر زن جوان خود که در این بیابان در چنگ این کافران چه بر سرش می‌آید و بر جان فرزندم ترسیدم. از همه جا امیدم را بریده و گریه می‌کردم. قرآن را به دست گرفتم و متوسل به حضرت حجة، ولی الله (علیه السلام) شدم: آقا! این جا در دیار کفر و در بند کافران جز حضرت تو ملجأ پناه و راه نجاتی نیست و سپس کناری ایستادم و تسلیم کافران شدم. دیدم کلاف‌های ابریشم را بیرون می‌آورند، نگاه می‌کنند و گویا اصلاً نمی‌بینند و متوجه نمی‌شوند که اینها ابریشم است و حملشان این جا ممنوع است و می‌انداختند، بعد همه را گذاشتند و گفتند: بردار و برو. آمدم نزد مکاری. دیدم پایش مثل مشک باد کرده و نزدیک است بمیرد. گفتم: برخیز! و اشکم هم چنان جاری بود. گفت: ممکن نیست، نمی‌توانم. دستش را گرفتم و گفتم: بگو «یا صاحب الزمان» برخاست. هنوز چند قدمی نرفته بودیم که تورم پاهایش از بین رفت. پرسیدم: پایت چطور است؟ نشان داد، نه دردی و نه علامتی داشت. (17)
آری! ولی الله حضرت حجة بن الحسن این گونه از دوستان و شیعیان خود دست گیری می‌کند و در آخرت هم تحت لوای آن ولیِّ خدا، شیعیانش سربلند از آتش جهنم و غضب خداوند رهایی پیدا خواهند کرد و در بهشت برین جای می‌گیرند.

پی‌نوشت‌ها:

1- مائده، آیه‌ی 120، «حکومت آسمان‌ها و زمین و آنچه در آنهاست، از آن خداست و او بر هر چیزی تواناست.»
2- مائده، آیه‌ی 55: «سرپرست و ولی شما، تنها خداست و پیامبر او و آنها که ایمان آورده‌اند؛ همان‌ها که نماز را برپا می‌دارند و در حال رکوع، زکات می‌دهند.»
3- تفسیر قمی، ج1، ص480، ح4.
4- احزاب، آیه‌ی 6: «پیامبرنسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است.»
5- فتح، آیه‌ی 10: «کسانی که با تو بیعت می‌کنند [در حقیقت] تنها با خدا بیعت می‌نمایند.»
6- مفاتیح الجنان.
7- تفسیر مجمع البیان، ذیل آیه‌ی 6 احزاب.
8- محمد، آیه‌ی 11: «این برای آن است که خداوند مولا و سرپرست کسانی است که ایمان آورده‌اند.»
9- مائده، آیه‌ی 55: «سرپرست و ولی شما، تنها خداست و پیامبر او و آنها که ایمان آورده‌اند؛ همان‌ها که نماز را برپا می‌دارند و در حال رکوع، زکات می‌دهند.»
10- محمد، آیه‌ی 11: «اما کافران، مولایی ندارند»
11- شوری، آیه‌ی 8: «و برای ظالمان، ولی و یاوری نیست.»
12- بحارالأنوار، ج18، ص47، تاریخ نبینا، باب8، معجزاته فی کفایة شر الکفار.
13- نجم ثاقب، ص124، باب2، لقب شماره ی176.
14- بحارالأنوار، ج51، ص66، تاریخ الامام الثانی عشر، باب1، ماورد من الاخبار بالقائم، ح3.
15- همان، ج52، ص305، تاریخ الامام الثانی عشر، باب26، یوم خروجه و ما یحدث عنده، ح78.
16- همان، ص311، باب27، سیره و اخلاقه و خصائص زمانه، ح4.
17- العبقری الحسان، ج1، جزء دوم، ص98.

منبع مقاله :
عربان، رسول؛ (1386)، ترسیم آفتاب، قم: نشر خُلُق، چاپ دوم

نویسنده رسول عربان

25 آبان 1395 | ارسال شده توسط: amin101 | دسته : آرشیو مهدویت, مهدويت و انتظار
برچسب ها:
مطالب مرتبط
تبلیغات


افزودن نظر:
نام:*
ايميل:
پررنگ کج خط دار خط دار در وسط | سمت چپ وسط سمت راست | قرار دادن شکلک قراردادن لینکقرار دادن لینک حفاظت شده انتخاب رنگ | پنهان کردن متن قراردادن نقل قول تبدیل نوشته ها به زبان روسی قراردادن Spoiler
کد امنيتی: *
انتظار 12 جنبش سایبری 313 منتظر پاتوق forawakening مهدی بیا مدرسه علمیه سیادت فاطمیه مقاومت تاریک

این سایت وابسته به هیچ ارگان و سازمانی نمیباشد و توسط منتظران حضرت قائم(عج)مدیریت می شود

کپی برداری از مطالب (به جز محصولات صوتی تصویری) در جهت نشر فرهنگ اسلامی بلامانع است

کپی برداری از قالب و لوگو انجمن منتظران مهدی (عج) شرعا حرام است


Design : Goldis Web[Located:iran]
والسلام علی من اتبع المهدی ارواحنا فدا

تحلیل آمار سایت و وبلاگ